تبليغاتX
زیر نور نهج البلاغه

       نامه خواندنی امام علی(ع) به همه عثمان های تاریخ

 

 

 آيا به همين راضى باشم كه مرا امير المؤمنين گويند و با مردم در سختيهاى

روزگارشان مشاركت نداشته باشم ؟

 تو را اين درد بس كه شب با شكم سير بخوابى و در اطراف تو گرسنگانى

 باشند در آرزوى پوست بزغاله ‏اى

(نامه ۴۵ نهج البلاغه)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 22:53  توسط محمد باقر عباسی سملی  | 
    

بر بلندای تاریخ با کوله باری از حسرت و اندوه، حجاج بیت الله الحرام را غرق در عبادت معبود پوشالی ساخته ذهن خویش در حال طواف بر گرد کعبه، به نظاره نشسته ام ، مناره های مساجد مسلمین تا اعماق آسمان سر بر افراشته وامت اسلام در رسیدن به صفوف به هم فشرده نمازهای جمعه و جماعت ودر انتها دعا برای سلامتی امیر مومنان یزید از یکدیگر پیشی می گیرند. حکومت اسلام استوار است و حج برقرار و نمازهای جمعه و جماعت بحمد الله بر گذار. 

کمی آن سوتردر شام امیرالمومنین یزیدبن معاویه(لعنت الله علیه) را می نگرم که بوزینه در دست بر منبر رسول الله(ص) سرمست ازباده  قدرت و ثروت مکسوب از جانب حاج حیوانات پراکنده در صحرای حجاز به میگساری مشغول است و دستش تا مرفق به خون بی گناهان آلوده، به ناگاه غریبه ای آشنا با جمعیتی اندک از زن و کودک در حالی که این آیه شریفه را تلاوت می نمود(و لَمّا تَوَجّهَ تِلْقاءَ مَدْيَن قالَ عَسي رَبّي اَنْ يَهْدِيَني سَواءَ السَّبيل) به حجاز وارد می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 13:45  توسط محمد باقر عباسی سملی  | 

آیت‌الله توسلی:


انقلاب را بعد از امام تحریف کردند،

 همانطور که بعد از پیامبر،

 اسلام تحریف شد

 

نوروز: آیت‌الله محمد توسلی، عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز و مسؤول دفتر امام خمینی، در سخنانی که در مراسم شب تاسوعای حسینی از سوی این تشکل روحانی برگزار شد، بشدت از جریان بنیادگرا و مخالف مردمسالاری انتقاد کرد و گفت این جریان، همانطوری عمل می کند که پس از رحلت پیامبر عمل شد و مبانی اسلام را تحریف کردند. این روحانی مبارز و شاگرد امام تاکید کرد که این جریان، به همان شکل مبانی انقلاب و حتی سخنان امام خمینی را تحریف کرده است.

این عضو مجمع روحانیون مبارز در سخنرانی خود که در دارالزهرا(س) برگزار شد، با اشاره به انحرافاتی كه از واقعه عاشورا صورت می‌گیرد، گفت: دین برای عده‌ای تنها نام است و شناخت دین برای آنها اهمیتی ندارد.

آیت‌الله توسلی با تاكید بر ضرورت شناخت همه‌جانبه واقعه عاشورا گفت: متاسفانه انحرافات از واقعه عاشورا به قدری شده كه مراجع نیز بر توجه به این مساله تأكید داشته‌اند؛ چراكه عده‌ای به نام دین از روضه‌خوانی‌های دروغین تا بسیاری از اعمال دیگر و هر كار دیگری را انجام می‌دهند. این‌ درحالی است كه بسیاری از حقایق دین گفته نمی‌شود.

ایشان همچنین با بیان اینکه «متاسفانه برخی از مبانی ما تغییر كرده است»، تصریح كرد: البته اینگونه تحریف‌ها تازگی ندارد حتی در 60 سال پس از هجرت پیامبر(ص) وقتی به تاریخ نگاه می‌كنیم، می‌بینیم كه مبانی مورد تغییر قرار می‌گیرد. چه‌طور می‌شود كه عده‌ای كه مورد وثوق قرار داشتند، كنار گذاشته می‌شوند و عده‌ای كه مغضوب پیامبر(ص) بودند بر سر كار می‌آیند.

توسلی ادامه داد: البته این مساله چیز جدیدی نیست. در روزگار ما نیز درحالی كه 25 سال از پیروزی انقلاب می‌گذرد و تنها 19 سال از رحلت امام خمینی گذشته است، حرف‌های ایشان تحریف می‌شود. درحالی‌كه امام خمینی(ره) فرمودند «جمهوری اسلامی نه یك كلمه كم و نه یك كلمه زیاد» عده‌ای می‌گویند جمهوری معنا ندارد و ما آمده‌ایم اسلام را پیاده كنیم و حتی این جمله امام(ره) كه می‌فرمایند «میزان رای ملت است» را تحریف می‌كنند.

ایشان با بیان اینكه «برخی كلمات امام (ره) و مبانی انقلاب امروز تحریف شده است»، گفت: متاسفانه امروز می‌بینیم عده‌ای كه روزگاری با انقلاب نبودند و سرخوشی نداشتند، تئوریسین انقلاب شده‌اند. امروز کسانی که هیچ نقشی در انقلاب و مبارزه نداشتند تئوریسین و مدعی امام و انقلاب شده اند و می گویند هدف از انقلاب جمهوری اسلامی نبود و با این کار مردم و رای آنها را نادیده می گیرند.

آیت الله توسلی افزود: این نگاه بسیار خطرناک است چرا که حاضر می شود حتی به نام مصلحت و... آرای مردم را محترم نشمارد.
در این مراسم آقایان خاتمی، محسن موسوی تبریزی، محتشمی پور، عارف، جهانگیری، رمضان‌زاده، عبدالله ناصری، میرلوحی و جمعی دیگر از فعالان سیاسی حضور داشتند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 10:4  توسط محمد باقر عباسی سملی  | 

سخنان پیام آور کربلاحضرت زینب(س) در مجلس یزیدبن معاویه


 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سپاس وستایش برای خدای جهانیان است. درود خدا بر نیایم

 سالارپیامبران وخاندانش.راست گفت خدای سبحان، آن جا که فرمود:

 

[ثمَّ کانَ عاقبة الّذینَ أساء والسّوی أن کذّبوا بایاتِ اللهِ وَ کانوا بِها یَستَهزئونَ]

 

سپس فرجام آنان که که مرتکب گناه شدند،این بود که آیات خدا

 

 رادروغ شمردند وبه تمسخرآن پرداختند.چه گمان کرده ای یزید؟

 

این که راه های زمین وآفاق آسمان را برما بستی وما را بسان

 

 اسیران به این سو راندی، گمان می کنی که نشانگرخواری

 

 ما نزد خدا وعزت وبزرگی تو نزد اوست؟کبرورزیدی، گردن فرازی

 

 کردی وبه خود بالیدی وشادمان گشتی ازاین که دنیا به

 

 تو روی آورده،کارها بر وفق مرادت شده وملک ما وحکومت

 

 ما به سیطره ات در آمده است؟!

 

  سخنان حضرت زینب

 

کجا با این شتاب ؟!آهسته تر یزید!فراموش کرده ای این فرموده ی

 

 خداوند راکه:[وَ لا یَحسبَنَّ الذین کفروا إنَّما نُملی لَهم خَیرٌ لِاَنفسهم

 

 إنّما نملی لهم لیزدادوا اِثماً وَ لهم عَذاب مُهین]

 

آنان که کفر ورزیدند،گمان نکنند که مهلت ما به سود آن هاست.

 

 ما به آنان مهلت و فرصت می دهیم تا بر گناهانشان بیفزایند

 

 وعذابی دردناک در انتظارآنان است.ای فرزند آزادشدگان که بر

 

 آنان منت گذاشته شد! آیا این از عدالت است که زنان و

 

 کنیزان تو در پرده باشند ودختران رسول خدا، اسیر و آواره؟

 

حجاب آنان را بدری، روی آنان را بگشایی، دشمنان، آنان را

 

 ازشهری به شهری برند و روستایی وشهری بدانها چشم بدوزند

 

 ونزدیک و دور و پست وشریف به تماشایشان بایستند در حالی که

 

 نه از مردانشان سرپرستی مانده ونه از یاورانشان، مددکاری.

 

و چه توقع و انتظاری است از فرزندان آن جگرخواری

 

 (منظور هند جگرخوار) که جگر پاکان را به دندان کشیده

 

 وگوشتش از خون شهیدان روییده است؟!

 

و چگونه در عداوت باما شتاب نکندکسی که به ما به چشم

 

 بغض وکینه وخشم و دشمنی می نگرد وبی هیچ حیا و پروایی

 

می گوید:« ای کاش پدرانم بودند واز شادمانی فریاد می زدند:

 

 ای یزید! دست مریزاد!» و    بی شرمانه بر لب و دندان

 

 ابا عبدالله، سیدجوانان اهل بهشت، چوب می زند!

 

ای یزید! چرا چنان نگویی وچنین نکنی؟!

 

تویی که جراحت را به انتها رساندی و ریشه مان را بریدی

 

 و خون فرزندان محمد(ص) وستارگان زمین از خاندان

 

عبدالمطلب را به خاک ریختی ویاد پدرانت کردی

 

 و به گمانت آنان را فرا خواندی.

 

پس به زودی به آنان می پیوندی و به عاقبت آنان دچار

 

 می شوی و آرزو می کنی که ای کاش لال بودی و آنچه گفتی،

 

 نمی گفتی. و آرزو می کنی ای کاش فلج بودی و آن چه کردی،

 

 نمی کردی.بارخدایا! حق ما را بستان واز ستمگران بر ما

 

 انتقام بکش وخشم وغضب را برقاتلان ما وقاتلان حامیان ما جاری ساز.

 

قسم به خدا که ای یزید! تو پوست خود را دریدی و گوشت

 

 خود را بریدی و به زودی بر رسول خدا وارد می شوی با

 

 بارسنگینی از خون فرزندانش وهتک حرمت خاندان و بستگانش،

 

 در آن جا که خداوند آشفتگی آنان را سامان می بخشد،خاطر

 

 پریشان آن ها را جمع می کند و حقّشان را می ستاند.

 

[وَ لا تحسَبَنّ الذین قتِلوا فی سبیل الله أمواتاً بَل أحیاءٌ عندَ ربّهم یُرزقونَ]

 

وگمان مبرید آنان که در راه خدا کشته شدند،مرده اند، آنان زنده اند و در نزد

 

 خداوندشان روزی می خورند.

 

و تو را همین بس که حاکم خداست. محمد(ص) دشمن توست و

 

 جبرئیل پشتیبان او.وبه زودی آن که سلطنت را برای تو آراست و

 

 تو را برگردن مسلمانان سوارکرد،خواهددیدکه ستمگران را چه

 

 عقوبت وجایگاه بدی است وخواهیددیدکه

 

 کدام یک از شما جایگاه بدتری دارید ولشکرناتوان تری.

 

و اگر چه روزگار، مرا با تو هم گفتار کرد ولی من همچنان تو را

 

حقیر می بینم و سرزنشت  را لازم می شمرم و توبیخت را واجب می دانم.

 

ولی حیف که چشم هایمان اشکبار است وسینه هایمان آتش دار.

 

در شگفتم! و بسیار در شگفتم از این که بزرگ زادگان حزب خدا

 

 به دست بردگان آزاد شده ی حزب شیطان، کشته شدند؟!

 

و از دست های شماست که خون ما می چکد و با دهان های شماست

 

 که گوشت ما کنده می شود.مگر نه این گرگ ها بر گِرد آن بدن های

 

 پاک و تابناک حلقه زده اند وکفتارها، آن ها را در خاک می غلتانند.

 

 اگر اکنون غنیمت تو هستیم، به زودی غرامت تو

 

 خواهیم شد.(در قیامت،در پیشگاه خدا باید جواب بدهی وزیان

 

 همه چیز را پرداخت کنی) آن هنگام که هیچ چیز جز اعمال

 

 خویش را با خود نخواهی داشت و خدایت به بندگان خویش ستم

 

 نمی کند. و ملجأ و پناه من خداست و شکوه گاه من خداست.

 

پس هر مکری که می توانی بساز و هرتلاشی که می توانی بکن.

 

به خدا سوگندکه ریشه ی یاد ما را نمی توانی بخشکانی و وحی ما

 

 را نمی توانی بمیرانی و دوره ی ما را نمی توانی به سر برسانی

 

 وننگ این حادثه را نیز نمی توانی از خود برانی.

 

عقلت منحرف و محدود است و ایام حکومتت کوتاه و معدود

 

 و جمعیتت پراکنده و مطرود. روزی خواهد رسید که منادی

 

 ندا خواهد کرد:[ اَ لا لَعنة اللهِ عَلَی الظالمین ]

 

پس حمد وسپاس از آن خدای جهانیان است که برای اوّلمان

 

سعادت ومغفرت رقم زد وبرای آخرمان،شهادت و رحمت.

 

از خدا می خواهیم که ثوابشان را کامل کند و بر پاداششان

 

 بیفزاید و ما را جانشینان شایسته ی آنان قراردهد؛ که او با محبت

 

 و مهربان است و او برای ما کافی است و هم او بهترین پشتیبان ماست. 

 

 

منبع: وبلاگ نامه پارس

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 9:30  توسط محمد باقر عباسی سملی  | 

فرازی از وصیتنامه امام حسین (ع): « من خروج نکردم از برای تفریح و تفرج ، و نه از برای استکبار و بلند منشی و نه از برای فساد و خرابی و نه از برای ظلم و ستم و بیدادگری ، بلکه خروج من برای اصلاح امت جدم محمد (ص) است. من می خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم و به سیره و سنت جدم و آئین و روش پدرم علی بن ابیطالب رفتار کنم » (۱)

امام(ع) در این فراز از وصیتنامه تاریخی خود فلسفه قیامش را اصلاح گری و اقامه امر به معروف و نهی از منکر معرفی می نماید.

و آن حضرت عامل فساد رایج در همه زمینه ها در جامعه را فساد حکومت می داند و به همین خاطر هم هست که به جای راه افتادن در خیابان و ضرب و شتم جوانان یکراست به سراغ حکومت می رود و می فرماید:(الا ترون اِلی الحقَّ لایَعمَلُ بِهِ وَ اِلَی الباطِلِ لا یُتَناهی عَندُ ، لِیَرغبَ المؤمِن فی لِقاءِ رَبِّهِ مُحِقاً .)و ادامه می دهد(فَاِنی لا أرَی المَوتَ اِلّا سَعادَتً و الحَیاتَ مَعَ الظّالِمِینَ اِلّا بَرما )(۲)در شرایطی که ظاهر دین رعایت می شود و معنویت دین از بین میرود و رسالت دین و امر به معروف و نهی از منکر تحریف می شود امام (ع) مرگ را جز سعادت نمی داند.و ماندن در سکوت در کنار حاکم جائر را جز ننگ نمی پندارد.

بار دیگر فرا رسیدن سالگرد شهادت بزرگ پرچم دار اصلاحات امام حسین (ع) را بر تمام مصلحین و آزادی خواهان جهان تسلیت می گویم

۱-  سید محمد حسین تهرانی – لمعات الحسین (ع) – ص 12
۲-لهوف – سید بن طاووس – ص ۱۲۱

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 20:52  توسط محمد باقر عباسی سملی  | 

اول باربا بحث تکریم ارباب رجوع به عنوان یک دستورالعمل اداری در دولت

 آقای خاتمی و در زمانی که مسئولیت میراث فرهنگی استان را بر عهده داشتم

 مواجه شدم . در ابتدا و قبل از بررسی طرح، بسیار خوشحال شدم که بلاخره

 یکی از آرزوهای دیرینم دارد برآورده می شود. اما با اندکی تامل متوجه شدم

 که میان ماه من تا ماه گردون ،تفاوت از زمین تا آسمان است. هرچند در نیت

 خیر و صداقت آقای خاتمی ذره ای تردید نداشته و ندارم. در آن زمان نقدهای

خود را در قالب جلسات اداری و مکاتبات با دستگاه های زیربط ابراز داشتم

 که در اینجا پرداختن به آن هم زمان بر است و هم از حوصله این بحث خارج

، از طرفی بر این باورم که مخاطبین محترم خود بیش از حقیر بر میزان کارایی

 این مبحث (تکریم ارباب رجوع)آشنایند.

و اما با نگاهی به دستورالعمل حکومتی امام علی(ع) دربحث تکریم ارباب رجوع

،ضرورت رعایت حقوق شهروندی و کرامت انسانی بیش از پیش روشن می گردد:

اِنْطَلِقْ عَلَى تَقْوَى اَللَّهِ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ لاَ تُرَوِّعَنَّ مُسْلِماً وَ لاَ تَجْتَازَنَّ عَلَيْهِ كَارِهاً

 وَ لاَ تَأْخُذَنَّ مِنْهُ أَكْثَرَ مِنْ حَقِّ اَللَّهِ فِي مَالِهِ فَإِذَا قَدِمْتَ عَلَى اَلْحَيِّ فَانْزِلْ بِمَائِهِمْ مِنْ غَيْرِ

 أَنْ تُخَالِطَ أَبْيَاتَهُمْ ثُمَّ اِمْضِ إِلَيْهِمْ بِالسَّكِينَةِ وَ اَلْوَقَارِ حَتَّى تَقُومَ بَيْنَهُمْ فَتُسَلِّمَ عَلَيْهِمْ وَ

 لاَ تُخْدِجْ بِالتَّحِيَّةِ لَهُمْ ثُمَّ تَقُولَ عِبَادَ اَللَّهِ أَرْسَلَنِي إِلَيْكُمْ وَلِيُّ اَللَّهِ وَ خَلِيفَتُهُ لِآخُذَ مِنْكُمْ

حَقَّ اَللَّهِ فِي أَمْوَالِكُمْ فَهَلْ لِلَّهِ فِي أَمْوَالِكُمْ مِنْ حَقٍّ فَتُؤَدُّوهُ إِلَى وَلِيِّهِ فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ لاَ

 فَلاَ تُرَاجِعْهُ وَ إِنْ أَنْعَمَ لَكَ مُنْعِمٌ فَانْطَلِقْ مَعَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ تُخِيفَهُ أَوْ تُوعِدَهُ أَوْ تَعْسِفَهُ

أَوْ تُرْهِقَهُ فَخُذْ مَا أَعْطَاكَ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ فِضَّةٍ فَإِنْ كَانَ لَهُ مَاشِيَةٌ أَوْ إِبِلٌ فَلاَ تَدْخُلْهَا

 إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَإِنَّ أَكْثَرَهَا لَهُ فَإِذَا أَتَيْتَهَا فَلاَ تَدْخُلْ عَلَيْهَا دُخُولَ مُتَسَلِّطٍ عَلَيْهِ وَ لاَ عَنِيفٍ

 بِهِ وَ لاَ تُنَفِّرَنَّ بَهِيمَةً وَ لاَ تُفْزِعَنَّهَا وَ لاَ تَسُوءَنَّ صَاحِبَهَا فِيهَا وَ اِصْدَعِ اَلْمَالَ صَدْ

عَيْنِ ثُمَّ خَيِّرْهُ فَإِذَا اِخْتَارَ فَلاَ تَعَرَّضَنَّ لِمَا اِخْتَارَهُ ثُمَّ اِصْدَعِ اَلْبَاقِيَ صَدْعَيْنِ ثُمَّ خَيِّرْهُ

فَإِذَا اِخْتَارَ فَلاَ تَعَرَّضَنَّ لِمَا اِخْتَارَهُ فَلاَ تَزَالُ كَذَلِكَ حَتَّى يَبْقَى مَا فِيهِ وَفَاءٌ لِحَقِّ اَللَّهِ

فِي مَالِهِ فَاقْبِضْ حَقَّ اَللَّهِ مِنْهُ فَإِنِ اِسْتَقَالَكَ فَأَقِلْهُ ثُمَّ اِخْلِطْهُمَا ثُمَّ اِصْنَعْ مِثْلَ اَلَّذِي

 صَنَعْتَ أَوَّلاً حَتَّى تَأْخُذَ حَقَّ اَللَّهِ فِي مَالِهِ .....

برو با ترس از خدا ، كه يگانه است و بى همتا ، مسلمانى را مترسان

 و اگر او را خوش نيايد ، بر سر وى مران و بيش از حقّ خدا از مال

 او مستان چون به قبيله رسى ، بر سر آب آنان فرود آى و به خانه‏هاشان

در مياى پس آهسته و آرام سوى ايشان رو تا به ميان آنان رسى و سلامشان

 كن و در درود گفتن كوتاهى مكن سپس بگو : بندگان خدا ، مرا ولىّ خدا و

 خليفه او سوى شما فرستاد تا حقى را كه خدا در مالهاتان نهاد از شما بگيرم

، آيا خدا را در مالهاى شما حقّى است تا آن را ادا سازيد و به ولى او

بپردازيد ؟ اگر كسى گفت : نه متعرّض او مشو ، و اگر كسى گفت :

آرى با او برو ، بى آنكه او را بترسانى يا بيمش دهى ، يا بر او سخت

 گيرى يا كار را بر او سخت گردانى آنچه از زر يا سيم به تو دهد ، بگير

 ، و اگر او را گاو و گوسفند و شترهاست ، بى رخصت او ميان آن در

 مشو كه بيشتر آن رمه ، او راست ، و چون به رمه رسيدى چونان

كسى به ميانشان مرو كه بر رمه چيرگى دارد يا خواهد كه آنها را

بيازارد ، و چارپايان را از جاى مگريزان و مترسان ، و با خداوند

 آن در گرفتن حقّ خدا بد رفتارى مكن پس مال را دو بخش كن و

 خداوند مال را مخيّر گردان و هر بخش را برگزيد ، بپذير و بر او

 خرده مگير . پس ، مانده را دو بخش كن و او را مخيّر گردان و هر

 بخش را كه برداشت متعرّض او مشو . پس پيوسته چنين كن تا آنچه از

مال او باقى مى‏آيد ، حقّ خدا را ادا كردن شايد . پس حقّ خدا را از او

 بگير و اگر گمان زياد كند و خواهد آنچه را قسمت شده به هم زند

، بپذير . سپس هر دو بخش را به هم بياميز و همچون بار نخست قسمت

كن نيز ، تا حقّ خدا را از مال او بستانى ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 12:12  توسط محمد باقر عباسی سملی  | 
   

                      حقوق حیوانات در حکومت امام علی (ع)

 

 

یکی از افتخارات جوامع مدرن در قرن حاضر ودر زمانی که در جوامع عقب مانده طبیعی  ترین  حقوق انسانها که حق آزادی عقیده ، بیان و انتخاب کردن و انتخاب شدن است نیز به  راحتی سلب می شود این است که با تشکیلngo )  ها) به دفاع از حقوق حیوانات می پردازند . از آنجایی که کشور های اسلامی نیز با کمال تاسف در زمره کشورهای عقب مانده می گنجند ، شاید برای نسل جوانی که در عصر حکومت دینی می زید و از آن جز قهرو غضب به نام دین چیزی ندیده است  ، ذکر این نکته که در حکومت اصیل اسلامی در قریب به 1400 سال پیش دفاع از حقوق حیوانات به دستورالعمل حکومتی بدل شده است چندان قابل پذیرش نباشد . به همین خاطر بخشهایی از این دستور العمل  که خطاب به مامورین مالیاتی صادر شده است را تقدیم می دارم

 

 

امام علی (ع):

 

فَإِذَا أَخَذَهَا أَمِينُكَ فَأَوْعِزْ إِلَيْهِ أَلاَّ يَحُولَ بَيْنَ نَاقَةٍ وَ بَيْنَ فَصِيلِهَا وَ لاَ يَمْصُرَ لَبَنَهَا فَيَضُرَّ فَيُضِرَّ ذَلِكَ بِوَلَدِهَا وَ لاَ يَجْهَدَنَّهَا رُكُوباً وَ لْيَعْدِلْ بَيْنَ صَوَاحِبَاتِهَا

 

 فِي ذَلِكَ وَ بَيْنَهَا وَ لْيُرَفِّهْ عَلَى اَللاَّغِبِ وَ لْيَسْتَأْنِ بِالنَّقِبِ وَ اَلظَّالِعِ وَ لْيُورِدْهَا مَا تَمُرُّ بِهِ مِنَ اَلْغُدُرِ وَ لاَ يَعْدِلْ بِهَا عَنْ نَبْتِ اَلْأَرْضِ إِلَى جَوَادِّ اَلطُّرُقِ وَ

 

 لْيُرَوِّحْهَا فِي اَلسَّاعَاتِ وَ لْيُمْهِلْهَا عِنْدَ اَلنِّطَافِ وَ اَلْأَعْشَابِ حَتَّى تَأْتِيَنَا بِإِذْنِ اَللَّهِ بُدَّناً مُنْقِيَاتٍ غَيْرَ مُتْعَبَاتٍ وَ لاَ مَجْهُودَاتٍ لِنَقْسِمَهَا عَلَى كِتَابِ

 

اَللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ ص فَإِنَّ ذَلِكَ أَعْظَمُ لِأَجْرِكَ وَ أَقْرَبُ لِرُشْدِكَ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ. (ا)

 

چون امين تو ستوران زكات را گرفت ، از او بخواه كه در راه ميان مادر و كره شيرخواره ‏اش جدايى نيفكند و آن قدر آن را ندوشد كه كره‏اش را زيان رسد و با سوار شدن بر آنها خسته نكند و ميان آن شتر كه بر آن سوار مى‏شود يا آن را مى‏دوشد و ديگر شترها عدالت ورزد . و چنان كند كه شتر خسته بياسايد و با شترى كه پايش مجروح شده و رفتن نتواند بمدارا رفتار كند و آنها را بر سر آبگيرها برد و آب دهد و از راههايى براند كه به علفزارها نزديك باشد ، نه از راههاى خشك و عارى از گياه ، و ساعتها مهلت آسايش دهد تا آب خورند يا علف بچرند . تا به اذن خدا آنها را به ما برساند ، فربه و پرتوان نه خسته و لاغر ، و ما آنها را ، چنانكه در كتاب خدا و سنت پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) آمده ، تقسيم كنيم . اگر چنين كنى ، اجر تو بزرگ باشد و تو را به رستگارى ، ان شاء الله ، نزديكتر سازد.

 

1- نهج البلاغه نامه 25

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 10:35  توسط محمد باقر عباسی سملی  | 

 

   َلَيْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِيَّةُ اِلاّ بِصَلاح ِ الْوُلاةِ، وَ لاتَصْلُحُ الْوُلاةُ اِلاّ

بِاسْتِقامَةِ الرَّعِيَّةِ

 

رعيت اصلاح نشود مگر به صلاح حاكمان، و حاكمان اصلاح

 

 

 نگردند مگر به استقامت رعيت.    (نهج البلاغه خطبه 207)

 

 

آرمانشهر یکی از آرزوهای د یرین بشر است . در آرمانشهر:

 

1-     انسانها با حقوق خود آشنا ، به حق خود قانع و به حقوق یکدیگر

 

 احترام می گذارند

 

2-     حاکمان آزادانه توسط  مردم  و از میان مردم  انتخاب می شوند.

 

 و حقوق آنان نزد مردم محترم است .   

 

3-     حاکمان خود را نه تنها قیم مردم نمی دانند بلکه خدمت گذار مردم

 

 دانسته ، به خواست آنان و تحت نظر آنان عمل می کنند.

 

حال پرسش اساسی که  در اینجا مطرح می شود و تقریبا در طول تاریخ

 

 پر فراز و فرود حیات بشر مطرح بوده این است که این مهم چگونه محقق

 

 می گردد.؟

به باور معتقدان به ادیان آسمانی (از جمله خود این حقیربه عنوان یک مسلمان)

 

 خالق هستی از بدو خلقت انسان تا عصر ختم نبوت در هزارو چهارصدو اندی

 

 سال پیش  افراد فراوانی (بنا به برخی اقوال 124000 پیامبر) را در راستای

 

 نیل به رستگاری(تشکیل آرمانشهر در دوران پیش از مرگ و ورود به

 

 بهشت موعود ) از میان خود انسانها بر گزیده است  که این تلاشها به باور

 

 تشیع  پس از ختم نبوت و قطع ارتباط مستقیم و بی واسطه انسان با خداوند

 

 در قالب امامت به عنوان بهترین پرورش یافتگان مکتب وحی تداوم دارد .

 

 که پیشوای اول شیعیان یگانه راه  رسیدن به رستگا ری یا آرمانشهر را

 

 اصلاح حکومت دانسته که جز با مقاومت ملت میسر نمی گردد.

 

و اما چنانچه ملت با استقامت و تحمل سختیها و پرداخت هزینه های لازم

 

 موفق به اصلاح حاکمیت شد آنگاه به فرموده امام علی(ع):

 

                                 <<.... فَاِذا اَدَّتِ الرَّعِيَّةُ اِلَى الْوالى حَقَّهُ،

وَ اَدَّى الْوالى اِلَيْها حَقَّها، عَزَّ الْحَقُّ بَيْنَهُمْ، وَ قامَتْ مَناهِجُ الدّينِ،

وَ اعْتَدَلَتْ مَعالِمُ الْعَدْلِ، وَ جَرَتْ عَلى اَذْلالِهَا السُّنَنُ، فَصَلَحَ بِذلِكَ

الزَّمانُ، وَ طُمِعَ فى بَقاءِ الدَّوْلَةِ، وَ